محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6587
تاريخ الطبرى ( فارسي )
موفق سوى نهر غربى رفت و سرداران و غلامان خويش را بگفت تا با ياران خويش بروند و در قلعه و پناهگاه فاسقان با آنها نبرد كنند و از مقابلشان باز نيايند تا خداى فتحشان نصيب كند ، يا ارادهء وى دربارهء آنها انجام شود ، كسانى را نيز براى ويران كردن ديوار گماشت . فاسقان به عادت خويش شتابان بيامدند كه دو نبرد پيشين كه از آن سخن داشتيم به طمعشان آورده بود . غلامان موفق ثبات كردند و در مقابلشان مردانه بكوشيدند ، خداى نصرت خويش را بر آنها نازل فرمود كه فاسقان را از جاهايشان براندند . ياران موفق نيرو گرفتند و هجومى بردند و آنها را پراكنده كردند كه هزيمت شدند و حصار خويش را رها كردند كه بدست غلامان موفق افتاد و آن را ويران كردند و ( 636 منزلهايشان را بسوختند و هر چه را در آن بود غنيمت كردند ، هزيمتشدگان قوم را تعقيب كردند و از آنها كشتارى بزرگ كردند . از اين قلعه جمعى بسيار از زنان اسير مسلمان را نجات دادند . موفق دستور داد ببرندشان و با آنها نيكى كنند و نيز به ياران خويش دستور داد كه به كشتيهاشان بازگردند كه چنان كردند . آنگاه به اردوگاه خويش در موفقيه بازگشت كه در اين محل به مقصود خويش رسيده بود . در اين سال موفق وارد شهر فاسق شد و منزلهاى وى را در سمت شرقى نهر - ابو الخصيب بسوخت . سخن از چگونگى ورود موفق به شهر سالار زنگيان گويند كه ابو احمد از آن پس كه خانهء خبيث را ويران كرد و آهنگ آن كرد كه وارد شهر وى شود به اصلاح راههاى دو سوى نهر ابو الخصيب و قصر فاسق پرداخت كه راه براى رفت و آمد جنگاوران گشاده باشد . دستور داد در قصر خبيث را كه از قلعه اروخ بصره كنده بود بكنند كه بكندند و آن را به مدينة السلام بردند .